شاهدخت سرزمین ابدیت

هر چی فکر کردم نتونستم چیزی بنویسم

فقط التماس دعا دارم  از همتون

این روزا برام خوب نگذشت

دیگه چقد بدبیاری   دیگه چقد نقش ادم شنگول و بازی کردن   بعضی وقتا احساس می کنم تمام وزن کیهان و هستی رو شونه هامهناراحت

حداقل کاری کنید که دلم به دعاهاتون تو شبای قدر خوش باشه 

دوستای بی معرفت با شماها هم هستمفرشته

التماس دعا

 

نوشته شده در ۳۱ شهریور ۱۳۸٧ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

همه شب غرق به غم در فکری

نکند از من بی تقوا

تو ببندی نظرت رالبخند

 

دیروز تو خیابون یه باد تند اومد و برگای زرد رو جابه جا کرد لبخند

انگار پاییز با تموم وجود فریاد زد هیییییییی من اومدمممممممممممبغل

من عاشق پاییزم تو این فصل همه رنگ هستقلب

حتی روزای افتابی یا سرد و بارونی اخراشم که روزای برفینیشخند

بگذریم از وضعیت هوا و هواشناسیچشمک

تو این هفته دو روز رفتم خونه برادرم یه دختر 6 ساله داره که عاشقشم اسمش نازنینهماچ

اون بهم گیر داد که باید بیای خونمون کلی کار داشتم ولی انقد دستامو صورتم و بوس کرد که دلم نیومدخجالت

تو این دو روزی که پیشش بودم از صبح تا شب باهاش بازی می کردماوه

بازی هایی که تو بچگیم به این شدت انجام نداده بودمنیشخند

با هم حباب بازی-خمیربازی-خونه سازی-بازی های کامپیوتری-نقاشی با ابرنگ-دنبال بازی و.....کلی کارای دیگه انجام دادیمابله

بهم گیر داد که باید با هم دونفره برقصیماسترس

حالا فکر کنین من با قد یه بچه ی 6 ساله چطوری تانگو یا والتس یا......برقصمخنده

خلاصه حسابی تخلیه روانی شدم و به کل از قید باید و شاید اومدم بیرونفرشته

ولی وضعیت خوابم به کل به هم ریخت چون صبح تا شب منو بیدار نگه می داشت و با هم بازی می کردیمخمیازه

درست مثل اسمش نازهبغل

پ.ن:نیشخند

1-برا دیر اپ کردم هیچگونه ادعا و بهونه وحرفی ندارمزبان

2-چیزی که الان خیلی ذهن وبلاگ نویسا رو مشغول کرده راهکارایی برای اموزنده شدن وبلاگاست.از این راه کارا به منم بدین شاید اینجا رو کردیمش اموزشگاه.یول

3-این اپ فقط به دلیل تهدیدای کدی(کدخدا)و سعیده بود وگرنه هنوزم قصد نداشتمچشم

نماز روزهاتون قبولقلب

التماس دعافرشتهماچ

نوشته شده در ٢٠ شهریور ۱۳۸٧ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |