شاهدخت سرزمین ابدیت
هر چی فکر کردم نتونستم چیزی بنویسم فقط التماس دعا دارم از همتون این روزا برام خوب نگذشت دیگه چقد بدبیاری دیگه چقد نقش ادم شنگول و بازی کردن بعضی وقتا احساس می کنم تمام وزن کیهان و هستی رو شونه هامه حداقل کاری کنید که دلم به دعاهاتون تو شبای قدر خوش باشه دوستای بی معرفت با شماها هم هستم التماس دعا
همه شب غرق به غم در فکری نکند از من بی تقوا تو ببندی نظرت را دیروز تو خیابون یه باد تند اومد و برگای زرد رو جابه جا کرد انگار پاییز با تموم وجود فریاد زد هیییییییی من اومدممممممممممم من عاشق پاییزم تو این فصل همه رنگ هست حتی روزای افتابی یا سرد و بارونی اخراشم که روزای برفی بگذریم از وضعیت هوا و هواشناسی تو این هفته دو روز رفتم خونه برادرم یه دختر 6 ساله داره که عاشقشم اسمش نازنینه اون بهم گیر داد که باید بیای خونمون کلی کار داشتم ولی انقد دستامو صورتم و بوس کرد که دلم نیومد تو این دو روزی که پیشش بودم از صبح تا شب باهاش بازی می کردم بازی هایی که تو بچگیم به این شدت انجام نداده بودم با هم حباب بازی-خمیربازی-خونه سازی-بازی های کامپیوتری-نقاشی با ابرنگ-دنبال بازی و.....کلی کارای دیگه انجام دادیم بهم گیر داد که باید با هم دونفره برقصیم حالا فکر کنین من با قد یه بچه ی 6 ساله چطوری تانگو یا والتس یا......برقصم خلاصه حسابی تخلیه روانی شدم و به کل از قید باید و شاید اومدم بیرون ولی وضعیت خوابم به کل به هم ریخت چون صبح تا شب منو بیدار نگه می داشت و با هم بازی می کردیم درست مثل اسمش نازه پ.ن: 1-برا دیر اپ کردم هیچگونه ادعا و بهونه وحرفی ندارم 2-چیزی که الان خیلی ذهن وبلاگ نویسا رو مشغول کرده راهکارایی برای اموزنده شدن وبلاگاست.از این راه کارا به منم بدین شاید اینجا رو کردیمش اموزشگاه. 3-این اپ فقط به دلیل تهدیدای کدی(کدخدا)و سعیده بود وگرنه هنوزم قصد نداشتم نماز روزهاتون قبول التماس دعا


























